اختلاف پایه‌ای مجاهدین با خمینی بر سر چه بود؟

مجاهدین

دعوای مجاهدین و خمینی در یک کلمه بر سر «آزادی» بود. بهترین گزینه برای خمینی این بود که افرادی چون مجاهدین که مسلمانان انقلابی، زندان رفته، روشنفکر و تحصیل‌کرده بودند،‌ با او همراه شده و از او پشتیبانی کنند.
خمینی از همان ابتدا بارها از طریق پسرش احمد تلاش کرد که مجاهدین را قانع کند تا از ولایت فقیه و حکومت آخوندها حمایت کنند و در این صورت همه دربها به روی مجاهدین باز خواهد بود. اما مسعود رجوی همواره تاکید می‌کرد که ملاک برای ما آزادیهای سیاسی و رای مردم است و در این صورت با تمام وجود با حاکمیت جدید همکاری می‌کنیم.
با تاکید مصرانه مجاهدین بر آزادی به ویژه آزادی‌های سیاسی، خمینی به یقین رسید که مجاهدین در برابر سرکوب و اختناق ایستادگی می‌کنند و او را همراهی نخواهند کرد. هنوز چند هفته از حاکمیت ملایان نگذشته بود که حملات چماق‌ داران خمینی به دفاتر سازمان مجاهدین، و اجتماعات آنها شروع شد.
با این حال مجاهدین با حداکثر خویشتن‌داری تلاش کردند که بدون بکار گرفتن کمترین خشونتی، به مبارزه مسالمت‌آمیز سیاسی خود ادامه دهند اما رژیم خمینی هر روز بر فشار خود و بر اقدامات سرکوب‌گرانه خود می‌افزود. در دو سال و نیم اول حکومت آخوندها هزاران تن از اعضا و هواداران مجاهدین دستگیر و نزدیک به ۷۰تن از آنان توسط پاسداران، چماقداران و کمیته‌چی‌ها به شهادت رسیدند.
در طول دو سال و نیم مجاهدین صدها تظاهرات و تجمع بزرگ مسالمت آمیز در تهران و شهرستانهای مختلف برگزار کردند که جمعیت برخی از آنها به صدها هزاران تن از جمله در تهران، رشت و تبریز بالغ می‌شد.
دیگر راهی جز مقاومت در برابر این رژیم باقی نمانده بود، مجاهدین سرانجام در روز ۳۰ خرداد فراخوان به یک تظاهرات عمومی و مسالمت آمیز علیه سرکوب آزادی دادند. در این تظارهرات در تهران دست کم ۵۰۰هزار نفر گرد آمدند و این تظاهرات به فرمان خمینی به گلوله بسته شد. هزاران نفر کشته، مجروح و دستگیر شدند و خمینی اعدامهای دسته‌جمعی را درحالیکه مجاهدین یک گلوله شلیک نکرده بودند در همان شب آغاز کرد. مجاهدین از همان روز وارد مقاومت مسلحانه شدند